تبليغاتX
۱۳۴۴شمسی = سال تولد من

ایستاده از راست: فاطمه خواهر وسطی‌ام، زهرا خواهر آخری، مادرم، معصومه خواهر اوّل، من
نشسته: محمود کمالی تقی‌پور پسرخاله‌ام که در آن ایّام بارها به قم و منزل ما سفر کرد و خاطرات متعدّدی از او دارم.
تاریخ عکس: حدوداً سال ۱۳۵۶ شمسی
مکان: قم، خیابان صفائیّه، ک بیگدلی، ک معتمد، منزل کنونی ما که در آن ایّام ساختمانی کلنگی و قدیمی با طاق ضربی داشت.
پشت سر من تصویر مرحوم پدربزرگم ملاّعلی اصغر تاکندی در قاب و بالای تاقچه است.
این عکس را محمود کمالی با دوربین لوبیتل‌۲ که متعلّق به شوهرخواهرش جواد آقا بود و از مشهد با خود به قم آورد، به صورت اتوماتیک گرفت و خودش هم سریعاً بعد از فشردن سلف‌تایمر در کادر قرار گرفت تا عکسش بیفتد. ایشان تنها کسی بود که ثبت چنین عکس‌های یادگاری خانوادگی را در آن سنوات برای ما فراهم کرد و از این بابت ممنون و مرهون او هستیم.

+ نوشته شده توسط رضا شیخ محمدی 09127499479 در جمعه هفدهم خرداد 1387 و ساعت 14:21 |

این عکس را در اواسط دهه‌ی ۶۰ شمسی در امامزاده هاشم (مسیر شمال) گرفتم. بچّه‌ی رو به دوربین خواهرزاده‌ام جواد مرادی است. سمت راست بخشی از بدن پدرش و سمت چپ بخشی از اندام مادرش. و گریه‌ی بچّه هم بابت دیرخبرکردنش بود و انداختن پدر و مادر به دردسر شستن لباس.
در همان سنوات این عکس را در جشنواره‌ی سینمای جوان قزوین شرکت دادم. افشین شاهرودی afshin shahroodi عکّاس مطرح کشوری به قزوین دعوت شده بود و از نمایشگاه بازدید کرد و مقابل این عکس که رسید مکثی کرد و به هنرجویان عکّاسی و بازدیدکنندگان نمایشگاه که دورش را گرفته بود، از محسّنات این عکس گفت و به خصوص بر اینکه پدر و مادر از دو سو طفل را در محاصره و در پناه گرفته‌اند، گفت و اینکه چهره‌ی والدین حذف شده و به حضور دستانشان اکتفا و تاءکید شده است. در فیلمی هم که از جشنواره‌ی مزبور از تلویزیون استان زنجان (که قزوین در آن مقطع بخشی از این استان بود) پخش شد، فیلمبردار بر چهره‌ی بچّه زوم کرده بود و زوم‌اوت انجام داد و کلّ عکس را در کادر گرفتم و آهنگ مناسبی هم روی تصویر گذاشته بودند.

+ نوشته شده توسط رضا شیخ محمدی 09127499479 در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:48 |

دو عکس که حدوداً دوهفته قبل از استاد شجریان ظاهراً در دفتر کارش گرفته شده است.
با تشکّر از دوستم کاظم عابدینی مطلق که این عکس‌ها را برایم از طریق گوشی موبایلش بلوتوث کرد. عکاس عکس‌ها جناب دکتر غلامرضا کاشی داماد آقای عابدینی است که یکی از سه مصاحبه‌کننده‌ با  استاد در کتاب معروف راز مانا است.

 

 

 


 

+ نوشته شده توسط رضا شیخ محمدی 09127499479 در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 18:53 |

دستخط و امضای شهید شیخ فضل‌الله نوری

sheikh fazlollah noori

                                                                                                             تصویر سند مزبور به صورت کامل

+ نوشته شده توسط رضا شیخ محمدی 09127499479 در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 1:7 |

دکتر حسین الهی قمشه‌ایدر مورخه‌ی اوّل شهریور ۸۶
در نخستین روز افتتاح
نمایشگاه فرش دستباف تهران
توفیقی دست داد تا از استاد
دکتر حسین الهی قمشه‌ای
ostad DR hosein elahi elaahi qomshee ghomshee
بر روی یک قطعه فرش دستباف که استاد ابراز کرد تاکنون فرشی به این زیبایی ندیده است،
عکسی بگیرم.


تصویر در سایز کاملا بزرگ

آن روز در نمایشگاه فرش این امکان فراهم شد که از زبان استاد قمشه‌ای به برخی دقایق و نکات عرفانی در بافت فرش و نقوش اسلیمی و پیچ‌درپیچ آن که از نظر استاد می‌چرخد و می‌چرخد تا به ذات احدیّت برسد، سخن گفته شد. به یاد ۸ اسفند ۸۳ افتادم که بنده (صاحب وبلاگ) در کلاس گرافیک استاد مسعود نجابتی masood nejabati که در دفتر تبلیغات اسلامی حوزه‌ی علمیّه‌ی قم برگزار شد، شرکت دکتر حسین الهی قمشه‌ایکرده بودم و جناب نجابتی هم در خلال درس اشاره کرد که دکتر سیّد حسین نصر (که نجابتی مکرّراً در صحبت‌هایش از ایشان یاد می‌کرد) «فرش» را در قدیم، نه یک زیرانداز که عاملی برای تذکار به فرد در گذرابودن جهان می‌دانست و مدّعی است که اساساً در قدیم‌الاءیّام همه چیز در منازل در این راستا استفاده می‌شد و صرفاً جنبه‌ی تزیینی نداشت.
دوستان عزیزی که به این محیط سر می‌زنند، خوب است هر مطلبی در خصوص فرش و قالی در ذهن دارند، بنویسند تا به تجریه بلکه حجیم شود. برای مثال:
« قالی از صدرنگ بودن زیر پا افتاده است »
خاطره‌ی دیگری هم در مورد قالی دارم که مربوط به ۱۶ اسفند ۸۳ است که از جناب حسن آهنگران hasan ahangaranخوشنویس پیش‌کسوت قم شنیدم که:
دکتر بهیار در تفسیر این تعبیر سهراب سپهری در شعرش که «سنگ از پشت نمازم پیداست» گفته است:
قصّاب کاشانی شعری دارد که مضمونش این است که آن دختر به قدری زیبا و دارای اندام بلورین بود که وقتی در اتاق راه می‌رفت، قالی از پشت ساق پایش پیدا بود!

                                                                                     مطالب کتاب «عسل و مثل» در مورد فرش و قالی در اینجا استفاده شود
+ نوشته شده توسط رضا شیخ محمدی 09127499479 در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 18:49 |

در این تصویر بجز عکس پائینی که امین و متین (پسر و دخترم) کنار هم هستند،
بقیه من هستم در سنین مختلف.
عکس وسط مربوط به هفت‌سالگی من است
که برای کلاس اول دبستان توسط عکاسی همای قم عکاسی شده است.



                                                                                                                                   تصویر در سایز کاملا بزرگ

+ نوشته شده توسط رضا شیخ محمدی 09127499479 در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 16:4 |

سید مرتضی جدایی jadda`e پسر مرحوم آقانصرالله (بقال مجاور منزل ما در قم)
که کمتر از یک سال است به جای پدر مرحومش مغازه‌ي او را می‌چرخاند،
دستی هم در ورزش‌های رزمی دارد و افتخاراتی در سنوات قبل در این خصوص کسب کرده است. شمه‌ای از رفتار و اطوار ورزشی او را که در کوچه‌ی معتمد و در مجاورت مینی سوپرمارکتش
 بر روی شاگرد مغازه‌اش میثم اجرا کرده، می‌بینید.
عکس‌ها را جوری با دوربین کانن مدل اس.تری.آی.اس در ۳۱ تیر ۸۶ ثبت کرده‌ام که در بک‌گراند تصویر، منزل نیمه‌ساز و ماشین پرایدمان هم دیده شود:




+ نوشته شده توسط رضا شیخ محمدی 09127499479 در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 و ساعت 14:39 |




عکس‌های
 رضا شیخ محمدی
از مجلس ترحیم خانم «افسر شاهوردیانی»
afsar shahverdiani
مادر استاد محمدرضا شجریان
ostad mohammadreza shajarian
تهران، میدان فاطمی، مسجد نور
۲۴ تیر ۸۶



در سمت راست تصویر، مردی که دارای ریش سفید است، مجید درخشانی majid derakhshani است
که چند روز بعد از این مراسم، در تالار وزارت کشور با شجریان کنسرت داشت.
سمت چپ درخشانی، سیامک seiamak شجریان ایستاده و سمت راستش برادر دیگر شجریان
و همگی متوجه استاد هستند.
برای روءیت بقیه‌ی پست اینجا را کلیک کنید!
+ نوشته شده توسط رضا شیخ محمدی 09127499479 در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386 و ساعت 3:4 |

عکاسی من از چهره‌ی شخصیت‌ها


برای روءیت بقیه‌ی پست اینجا را کلیک کنید!
+ نوشته شده توسط رضا شیخ محمدی 09127499479 در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386 و ساعت 15:21 |