در مورخهی اوّل شهریور ۸۶
در نخستین روز افتتاح
نمایشگاه فرش دستباف تهران
توفیقی دست داد تا از استاد
دکتر حسین الهی قمشهای
ostad DR hosein elahi elaahi qomshee ghomshee
بر روی یک قطعه فرش دستباف که استاد ابراز کرد تاکنون فرشی به این زیبایی ندیده است،
عکسی بگیرم.
تصویر در سایز کاملا بزرگ
آن روز در نمایشگاه فرش این امکان فراهم شد که از زبان استاد قمشهای به برخی دقایق و نکات عرفانی در بافت فرش و نقوش اسلیمی و پیچدرپیچ آن که از نظر استاد میچرخد و میچرخد تا به ذات احدیّت برسد، سخن گفته شد. به یاد ۸ اسفند ۸۳ افتادم که بنده (صاحب وبلاگ) در کلاس گرافیک استاد
مسعود نجابتی masood nejabati که در دفتر تبلیغات اسلامی حوزهی علمیّهی قم برگزار شد، شرکت

کرده بودم و جناب نجابتی هم در خلال درس اشاره کرد که
دکتر سیّد حسین نصر (که نجابتی مکرّراً در صحبتهایش از ایشان یاد میکرد) «فرش» را در قدیم، نه یک زیرانداز که عاملی برای تذکار به فرد در گذرابودن جهان میدانست و مدّعی است که اساساً در قدیمالاءیّام همه چیز در منازل در این راستا استفاده میشد و صرفاً جنبهی تزیینی نداشت.
دوستان عزیزی که به این محیط سر میزنند، خوب است هر مطلبی در خصوص فرش و قالی در ذهن دارند، بنویسند تا به تجریه بلکه حجیم شود. برای مثال:
« قالی از صدرنگ بودن زیر پا افتاده است »
خاطرهی دیگری هم در مورد قالی دارم که مربوط به ۱۶ اسفند ۸۳ است که از جناب حسن آهنگران hasan ahangaranخوشنویس پیشکسوت قم شنیدم که:
دکتر بهیار در تفسیر این تعبیر سهراب سپهری در شعرش که «سنگ از پشت نمازم پیداست» گفته است:
قصّاب کاشانی شعری دارد که مضمونش این است که آن دختر به قدری زیبا و دارای اندام بلورین بود که وقتی در اتاق راه میرفت، قالی از پشت ساق پایش پیدا بود!
مطالب کتاب «عسل و مثل» در مورد فرش و قالی در اینجا استفاده شود
+ نوشته شده توسط رضا شیخ محمدی 09127499479 در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت
18:49 |